عروسک شترمرغ واسه ی سارینا جون
سلام سارینای مامان خوبی عزیزم امروز ٩١.٨.١٣ روز عید غدیر خم است.امروز صبح ساعت ٧ونیم رفتیم فرودگاه دنبال باباهادی که از تهران داشت میومد بعد کمی معطلی هواپیمای بابا هادی نشت ولی یه چیز جالب این بود که همینکه هواپیما نشست و من بهت گفتم بابا هادیت رسید بوشهر توی شیطون شروع به لگد زدن کردی انگار واقعا فهمیدی و جوابمو دادی خلاصه بابا هادی پیاده شد و رفتیم پیشش وهمدیگرو بغل کردیم و بهت گفت سلام سارینا حالا بابا هادی اومد میخوای به دنیا بیای بیا که من پیشتم بعد که اومدیم خونه رفتیم سراغ سوغاتیا که عروسک شترمرغی که واست اورده رو بازکنم وای دختر کوچولوی نازنازی من من چقدر شترمرغ بامزه بود تازه تکونش میدادی صدا میداد
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عروسک شترمرغ واسه ی سارینا جون
